مارتین لوتر و انقلاب اصلاح دینی در سال 13517 میلادی
ھزاران عامل و علت روحاني، عقلاني، عاطفي، اقتصادي، سیاسي و اخلاقي پس از قرنھا ممانعت و سركوفتگي جمع میشدند و گردبادي نیرومند میانگیختند كھ اروپا را بھ بزرگترین دگرگوني و انقلاب، پس از فتح رم بھ دست قبایل وحشي، میكشانید: ضعف و سستي دستگاه حكمراني پاپھا براثر انتقال مقر پاپي بھ آوینیون و شقاق دستگاه پاپي، از ھم پاشیدن بناي نظامات رھباني و تجرد كشیشان تجمل پرستي نخست كشیشان، فساد دربار پاپ، فعالیتھاي دنیوي پاپھا، نحوه سلوك و اخلاق آلكساندر ششم، جنگلھاي یولیوس دوم، سرخوشیھاي بیبند و بار لئو دھم، خرید و فروش آثار متبرك و داد و ستد آمرزشنامھ ھا، غلبھ اسلام بر مسیحیت در جنگھاي صلیبي و نبردھاي تركان عثماني، آشنایي متفرق با ادیان غیر مسیحي، نفوذ فلسفھ و علوم اسلامي، اضمحلال فلسفھ، مدرسي در فلسفھ غیر عقلاني سكوتس و شكاكیت ویلیام آكمي، شكست جنبش شوراھا براي اصلاح و تصفیھ دین و كلیسا، كشف فرھنگھاي باستاني مشرك و اكتشاف امریكا، اختراع چاپ، انتشار و توسعھ سواد و تعلیم و تربیت، ترجمھ و خواندن كتاب مقدس، درك تضاد و مغایرت میان فقر و سادگي حواریون و تمول مسرفانھ و پرتشریفات كلیسا (كھ درك و تشخیص تازھاي بود)، تراكم ثروت و استقلال اقتصادي آلمان و انگلستان، روي كار آمدن و ترقي طبقھ سومي كھ از تضییقات و مطالبات روحانیان متنفر بود، اعتراض علیھ فرستادن و جریان پول آلمان بھ رم، افتادن قانون و حكومت بھ دست مقامات كشوري، شدت یافتن ملي گرایي و قدرت یافتن حكومتھاي مطلقھ، نفوذ ملي گرایانھ زبانھا و ادبیات بومي، میراثھاي انقلابي والدوسیان و ویكلیف و ھوس، و خواھش و داعیھ رازورانھ براي دیني كھ جنبھ تشریفاتي و آیین ظاھري آن كمتر و جنبھ شخصي و دروني آن بیشتر باشد. ھمھ این علل و بواعث اكنون بھ صورت سیلابي از قدرت بھ ھم میپیوستند تا قشر آداب و رسوم قرون وسطي را درھم شكنند، ھمھ بندھا و مقررات با بگسلند، اروپا را بھ صورت ملتھا و فرقھ ھاي گوناگون درآوردند، بیشتر و بیشت 285 انقلاب شکل می گیرد مارتین لوتر ھمچنان كانون اصلي انقلاب باقي ماند. در بھار سال ١۵٢٠ لوتر رسالھاي بھ نام رئوس مطالب منتشر كرد كھ در آن با شدیدترین لحني بھ تازھترین و قطعیترین دعاوي الاھیات كاتولیك درباره مرجعیت و فرمانروایي پاپ بر كلیسا، پاسخ داد: اگر رم داراي چنین عقیدھاي است و با آگاھي پاپ و كاردینالھا این عقیده را تعلیم میدھد (كھ امیدوارم چنین نباشد). در این صورت آزادانھ اعلام میدارم كھ ضد مسیح حقیقي در پرستشگاه خدا نشستھ و بر رم این بابل نازپرورده فرمان میراند; و دربار پاپ معبد شیطان است. ... در صورتي كھ دیوانگي رومیھا این سان ادامھ یابد، چارھاي نخواھد بود جز آنكھ امپراطوران، شاھان، و شاھزادگان، براي كوبیدن این لانھفساد نیروھاي خویش را گرد آورند و بھ جاي سخن، بھ زور شمشیر آفات جھان را براندازند... ما كھ دزدان را بھ چوبھ دار میكشیم، راھزنان را با شمشیر بھ جاي خود مینشانیم، و بدعتگذاران را آتش میزنیم، چرا این تبھكاران، این پاپھا و كاردینالھا، و این ھاویھ رم را كھ كلیساي خدا را بھ تباھي كشیدھاند بزور درھم نكوبیم و دستان خویش را در خون آنان نشوییم لوتر را عقیده بر این بود كھ اولا میان روحانیان و مسیحیان عادي تمایزي موجود نیست، زیرا ھر مسیحي ھنگام غسل تعمید بھ مقام كشیشي میرسد. از این روي، فرمانروایان و مقامات سیاسي باید قدرت خویش را ((بدون ملاحظھ اینكھ با نظر پاپ، یا اسقفان، و یا كشیشان برخورد میكند اعمال كنند. ... ھر تعلیمي كھ با این مخالف باشد زاده استنباطات رم است.)) ثانیا ھر مسیحي، از آن روي كھ خود یك كشیش است، حق دارد مضامین كتاب مقدس را بھ تشخیص و سلیقھ خویش تعبیر كند. ثالثا كتاب مقدس یگانھ مرجع و معیار ایمان و كردار ماست، و این كتاب بھ ھیچ وجھ فراخواندن شوراي كلیسا را منحصر بھ اختیارات پاپ نمیكند. ھرگاه او بخواھد، بھ حربھ تكفیر از انعقاد شوراي كلیسایي جلوگیري كند، ((برماست كھ اقدام وي را مانند عملي كھ از دیوانگان سر میزند خوار شماریم، و بھ یاري خداوند، وي را بزور بھ جاي خود بنشانیم.)) لازم است ھر چھ زودتر شوراي كلیسایي برپا شود و بھ انحرافات ((وحشتزاي)) پاپ، كھ براي خویشتن بارگاھي باشكوھتر از دربار پادشاھان آراستھ است، رسیدگي كند. این شورا باید از چپاول عواید كلیساي آلمان توسط روحانیان ایتالیا جلوگیري بھ عمل آورد و شماره آن ((حشرات موذي)) را كھ در رم مقامات كلیسایي را قبضھ كردھاند و با دسترنج ملت آلمان زندگي میكنند، بھ یك صدم كاھش دھد. اینجاست كھ ما بھ لب مطلب میرسیم... چرا ما آلمانیھا باید اجازه دھیم كھ دسترنجمان از راه یغما و دزدي بھ كیسھ پاپ فرو ریزد... ما كھ دزدان را بھ دار میكشیم و راھزنان را گردن میزنیم، چگونھ است كھ این ھرزه رومي را بھ حال خود گذاردھایم براي اینكھ وي بزرگترین دزد و راھزني است كھ تا كنون بھ جھان آمده است، و ھمھ این كارھاي ننگین را بھ نام مسیح و پطرس حواري مرتكب میشود چھ كسي میتواند تخطیات وي را بیش از این نادیده گیرد و لب فرو بندد اینجاست كھ ما بھ لب مطلب میرسیم... چرا ما آلمانیھا باید اجازه دھیم كھ دسترنجمان از راه یغما و دزدي بھ كیسھ پاپ فرو ریزد... ما كھ دزدان را بھ دار میكشیم و راھزنان را گردن میزنیم، چگونھ است كھ این ھرزه رومي را بھ حال خود گذاردھایم براي اینكھ وي بزرگترین دزد و راھزني است كھ تا كنون بھ جھان آمده است، و ھمھ این كارھاي ننگین را بھ نام مسیح و پطرس حواري مرتكب میشود چھ كسي میتواند تخطیات وي را بیش از این نادیده گیرد و لب فرو بندد چرا كلیساي آلمان باید لاینقطع بھ یك دولت خارجي باج دھد روحانیان آلمان باید گریبان خویش را از چنگ رم برھانند و، بھ رھبري اسقف ماینتس، كلیسایي ملي تشكیل دھند. شماره فرقھ ھاي فقراي مسیحي باید كاھش یابد، بھ روحانیان باید اجازه زناشویي داده شود، و كسي نباید قبل از سي سالگي براي پیوستن بھ نظام رھباني سوگند یاد كند. احكام محجوریت، زیارت اماكن مقدس، برگزاري مراسم قداس براي مردگان، و ایام تعطیل (جز یكشنبھ ھا) منسوخ شوند. كلیساي آلمان باید با ھوسیان در بوھم مصالحھ كند; زیرا كلیسا با سوزاندن ھوس، اماننامھ امپراطور را وقیحانھ نقض كرد. بھ ھر حال، ((ما باید بر مخالفان دین، با كتاب پیروز شویم نھ با آتش.)) ھمھ قوانیني كھ بھ دست كلیساي رم وضع شدھاند باید منسوخ شوند، و روحانیان و افراد مسیحي باید تابع قوانین یكساني باشند لوتر در رسالات شدیداللحن خویش فرمان پاپ را تقبیح كرد و در یكي از آنھا پشتیباني خویش را از نظریات یان ھوس اعلام داشت. لوتر در روز ٣١ اوت ١۵٢٠ ، بھ عنوان ((موجود حقیري كھ جرئت كرده است شاه شاھان را مخاطب قرار دھد))، از امپراطور شارل تقاضاي حمایت كرد و در روز ١٧ نوامبر از شوراي آزاد كلیسایي رسما تقاضاي تجدید نظر در حكم پاپ را نمود. چون دریافت كھ گماشتگان پاپ كتابھاي وي را میسوزانند، تصمیم گرفت كھ معاملھ بھ مثل كند: از ((جوانان پارسا و كوشاي)) ویتنبرگ دعوت كرد كھ در روز ١٠ دسامبر در خارج دروازه الستر شھر گرد آیند. در این اجتماع، لوتر توقیع پاپ را با جمعي دیگر از احكام كلیسایي و كتابھاي حاوي عقاید و آراي عالمان الاھي مدرسي، بھ دست خویش، در آتش افكند; و با این عمل، یكباره بر ضد مقررات كلیسا، فلسفھ توماس آكویناس، و اقتدار كلیسا علم طغیان برافراشت. دانشجویان نیز كتابھاي مشابھي را و تا شامگاه آتش را نگاه داشتند شارل یك روز بھ او مھلت داد. لوتر، پس از بازگشت بھ محل اقامت خود، پیامي از اولریش فون ھوتن دریافت داشت كھ در آن از وي تقاضا شده بود در عقیده خویش استوار بماند. تني چند از نمایندگان دیت نیز پنھاني با لوتر تماس گرفتند و وي را بھ پایداري در عقدیھاش نشجیع كردند. ظاھرا، بسیاري دریافتھ بودند كھ پاسخ نھایي لوتر سرآغاز تحولي در تاریخ جھان خواھد شد. مارتین روز بعد با عزم راسختري در دیت حضور یافت. جمعیت چنان در تالار موج میزد كھ حتي برگزینندگان امپراطوري بسختي توانستند راه را بھ سوي صندلیھاي خویش بگشایند، و بسیاري از حاضران برپا ایستادند. اك بار دیگر روي بھ مارتین كرد و پرسید كھ آیا حاضر است تمام یا قسمتي از نوشتھ ھاي خود را انكار كند لوتر پاسخ داد كھ ایرادھاي وي بر كجرویھاي كلیسا بھ تصدیق ھمگان موجھ و بجاست. امپراطور با فریاد ((نھ!)) سخن لوتر را قطع كرد. ولي لوتر بھ گفتار خویش ادامھ داد و این بار خود شارل را مخاطب قرار داد و گفت: ((ھرگاه از عقیده در این مورد عدول كنم، راه را براي ستمگري و كفر دامنھدارتري ھموار خواھم كرد; و ھرگاه معلوم شود كھ بھ درخواست امپراطور مقدس روم چنین كردھام، عمل من نتایج شومتري بھ بار خواھد آورد.)) لوتر درباره آن داشت اعلام كرد كھ حاضر است ھر آنچھ را كھ با كتاب مقدس مغایرت دارد پس بگیرد. در اینجا اك بھ زبان لاتیني بھ لوتر اعتراضي كرد كھ نمودار نظریھ رسمي كلیساي آن روزگار است: مارتین مدعاي تو مبني بر اینكھ ((كتاب مقدس)) یگانھ مرجع و معیار ایمان و اعتماد ماست بھانھاي است كھ ھمواره بدعتگذاران عنوان كردھاند. تو جز تكرار خطاھاي ویكلیف و یان ھوس كاري نمیكني.... چگونھ میپنداري كھ تو تنھا كسي ھستي كھ ((كتاب مقدس)) را دریافتھاي آیا گمان میبري تشخیص تو صایبتر از ادراك این ھمھ مردان نامدار است و از ھمھ آنھا داناتري تو حق نداري ایمان درست ما را كھ بھ دست مسیح، شارع كامل، بنیانگذاري شده، بھ ھمت حواریون در جھان گسترش یافتھ، خون شھیدان بر آن صحھ نھاده، بھ تصویب شوراھاي مقدس كلیسایي رسیده، توسط كلیسا توصیف و تشریح شده... و پاپ و امپراطور ما را از بحث درباره آن برحذر داشتھاند مورد تردید قرار دھي. مارتین، با صراحت پاسخ بده كھ آیا نوشتھ ھاي خود و اشتباھات موجود در آنھا را انكار میكني یا نھ لوتر پاسخ تاریخي خود را بھ زبان آلماني ادا كرد: ھمچنانكھ اعلیحضرت و سروران محترم انتظار دارند پاسخ خود را ساده و روشن بیان میكنم.... تا گناه من بھ شھادت ((كتاب مقدس)) و یا برھاني انكار ناپذیر بھ ثبوت نرسد (من مرجعیت پاپ یا شوراھاي كلیسایي را قبول ندارم، زیرا نظریات آنان ناقض یكدیگر بودھاند، وجدانم اسیر كلام خدا خواھد بود. من نھ میتوانم و نھ حاضرم سخنانم را انكار كنم، زیرا ھر آنچھ با وجدانم مخالف باشد ناصواب و نامطمئن است. خداوند مرا یاري كند. آمین. اك اعتراض كنان گفت كھ نمیتوان ثابت كرد مصوبات شوراھاي كلیسایي متضمن اشتباه بوده است. لوتر پاسخ داد كھ حاضر است از این اشتباھات پرده برگیرد; ولي امپراطور، با تغیر، سخن وي را قطع كرد و گفت: ((كافي است! چون او منكر صلاحیت شوراھاي كلیسایي است، حاضر نیستیم بیش از این سخنان وي را بشنویم.)) لوتر خستھ و ناراحت بھ اقامتگاه خود باز گشت ولي اطمینان داشت، در زماني كھ كارلایل آن را ((مھمترین لحظھ تاریخ نوین بشر)) خوانده است پاسخ داد كھ حاضر است از این اشتباھات پرده برگیرد; ولي امپراطور، با تغیر، سخن وي را قطع كرد و گفت: ((كافي است! چون او منكر صلاحیت شوراھاي كلیسایي است، حاضر نیستیم بیش از این سخنان وي را بشنویم.)) لوتر خستھ و ناراحت بھ اقامتگاه خود باز گشت ولي اطمینان داشت، در زماني كھ كارلایل آن را ((مھمترین لحظھ تاریخ نوین بشر)) خوانده است وظیفھ خویش را درست انجام داده است ھم خواھد گسست، زیرا این نظم از نظر وي بر قانون اخلاقي ناشي از معتقدات مذھبي و احكام ما بعدالطبیعھ استوار بود. امپراطور در روز ١٩ آوریل گروھي از شاھزادگان و فرمانروایان با نفوذ را نزد خود خواند و بیانیھاي را بھ زبان فرانسھ درباره ایمان و كردار مسیحي، كھ ظاھرا بھ دست خود او نوشتھ شده بود بھ آنان ارائھ داد: نسب من بھ دودمان كھن امپراطوران مسیحي ملت نجیب آلمان، بھ شاھزادگان كاتولیك اسپانیا، بھ دوكھاي بزرگ اتریش، و بھ دوكھاي بورگوني میرسد. نیاكان من تا پاي جان بھ كلیساي رم وفادار بوده و از ایمان كاتولیك و حرمت پروردگار دفاع كردھاند. من نیز برآنم كھ میسر آنان را طي كنم. راھبي كھ یكتنھ بر ضد مسیحیت ھزار سالھ قیام كرده در اشتباه است. از این روي، تصمیم گرفتھام سرزمینھاي خویش، جان دوستان، تن خود، خون خود، زندگي خود و روح خود را در گرو حراست از دین و ایمانم نھم.... پس از شنیدن مدافعات خیرھسرانھ دیروز لوتر، از اینكھ تا كنون در برابر او و بدآموزیھاي او خاموش نشستھام تاسف میخورم; مرا با وي كاري نیست، و او میتواند در زیر حمایت من بھ موطنش باز گردد; ولي حق ندارد سخني بر زبان راند و بلوا و آشوب برپا سازد. از این پس با وي چون بدعتگذاري رسوا رفتار خواھم كرد، و از شما تقاضا دارم، ھمچنانكھ وعده دادھاید، آمادگي خویش را بھ پشتیباني از اقدامات من اعلام دارید. چھار تن از برگزینندگان بھ درخواست شارل پاسخ مساعد دادند. فردریك، برگزیننده ساكس، و لودویگ، برگزیننده كاخنشین، از قبول تقاضاي امپراطور سر باز زدند. در ھمان شب ١٩ آوریل، افراد ناشناسي اعلامیھ ھاي حاوي نشان انقلاب اجتماعي آلمان را، كھ كفش دھقان بود، بر سر در شھرداري و بناھاي دیگر ورمس نصب كردند. گروھي از سران كلیسا كھ ھراسان شده بودند پنھاني با لوتر تماس گرفتند و از او درخواست كردند با كلیسا سازش كند، ولي لوتر از نظریاتي كھ در دیت ورمس اعلام داشتھ بود عدول نكرد. لوتر در روز ٢۶ آوریل ورمس را بھ قصد ویتنبرگ ترك گفت. لئو دھم طي فرماني اخطار كرد وعده امپراطور، مبني بر صیانت جان لوتر، باید محترم شمرده شود. با وجود این، فردریك از ترس آنكھ مبادا پس از سررسیدن مھلت وعده حمایت امپراطور، در روز ۶ ماه مھ، ماموران امپراطور در صدد دستگیري لوتر برآیند، بھ رغم تمایل لوتر، تصمیم گرفت وي را طي یك حملھ ساختگي در بین راه برباید و در دژ وارتبورگ پنھان كند. در روز ۶ ماه مھ امپراطور پیش نویس فرمان ورمس، را كھ بھ دست آلئاندرو تھیھ شده بود، در دیت مطرح كرد. در این قطعنامھ، لوتر متھم شده بود كھ: زناشویي را ملوث كرده، اعتراف بھ گناه را از اعتبار انداختھ، و جسم و خون خداوند ما را منكر شده است. آیینھاي مقدس را بھ ایمان كسي كھ در این آیینھا شركت میجوید، واگذار كرده است. او، با انكار آزادي اراده انسان، بیدین شده است. این مرد دیو سیرت، در نقاب رھبانیت، خطاھاي از دین برگشتگان پیشین را نیز خطاھاي تازھاي بر آنھا افزوده است. او منكر این است كھ پاپ مفتاح آسمانھا را بھ دست دارد; و مسیحیان را تشویق میكند كھ دست خویش را بھ خون روحانیان بیالایند. تعلیمات وي نتیجھاي جز عصیان و سركشي، تفرق و جدایي، جنگ و كشتار، غارتگري و نابودي مسیحیت در بر ندارد. او چون جانور درندھاي زندگي میكند، فرمانھاي پاپ را آتش میزند، و تكفیر مقامات كلیسایي و قدرت فرمانروایان را خوار و ناچیز میشمارد. زیان او براي نظم اجتماع بیش از زیاني است كھ بھ قدرت كلیسا میزند. ما براي آنكھ وي را از كجروي باز داریم، كوشش بسیار كردیم، ولي او جز ((كتاب مقدس)) معیار و مرجعي براي ایمان خویش نمیشناسد و آن را بھ دلخواه خویش تعبیر میكند. ما بیست و یك روز بھ او مھلت دادیم، كھ از ١۵ آوریل آغاز میشود. ... پس از انقضاي این مدت، كسي مجاز نیست وي را پناه دھد. پیروان او نیز باید محكوم شوند. كتابھاي وي باید از خاطره ھا زدوده شوند. دو روز پس از طرح فرمان لئو دھم حمایت سیاسي خویش را از فرانسواي اول بھ شارل پنجم انتقال داد. دیت، كھ شماره اعضاي آن اكنون با خروج بسیاري از نمایندگان كاھش یافتھ بود، فرمان را تصویب كرد; و این فرمان در روز ٢۶ ماه مھ رسما از طرف شارل انتشار یافت. آلئاندرو خدا را سپاس گفت و دستور داد كتابھاي لوتر را، ھر جا بیابند، بسوزانند. رادیكالھا - VI دوران اقامت لوتر در دژ كھن وارتبورگ، بھ فاصلھ دو كیلومتر آیزناخ بر فراز كوھي بنا شده و از نظر امپراطور و جھانیان پنھان بود، چون زندگي در زندان سپري شد. لوتر قریب ده ماه ( ۴ مھ ١۵٢١ تا ٢٩ فوریھ ١۵٢٢ ) در یكي از اطاقھاي نیمھ تاریك دژ زندگي كرد كھ اثاث آن عبارت بودند از تختخواب، میز، بخاري، و تنھ درختي كھ بھ جاي چھار پایھ بھ كار میرفت. چند تن سر باز مسلح از دژ دفاعھاي بیباكانھ لوتر در دیت ورمس و زنده ماندن او پیروان وي را جریتر ساختھ بود. در ارفورت، دانشجویان، صنعتگران، و دھقانان با اماكن عمومي تاختند، چھل كلیساي روستایي و چند كتابخانھ و استاد مربوط بھ اجاره زمین را از بین بردند، و اومانیستي را از پاي درآوردند (ژوئن ١۵٢١ ) در پاییز ھمان سال پرھیجان، فرایارھاي آوگوستینوسي ارفورت صومعھ خویش را ترك گفتند، بھ پیروان لوتر پیوستند، و كلیسا را ((كانون اندیشھ ھاي قشري، و بیغولھ مردان آزمند، پرنخوت، بیایمان، مكار، دورو، و آسایش طلب)) خواندند. ھنگامي كھ ملانشتون در ویتنبرگ اعتقادات پروتستانھا را بھ صورت منظمي در كتاب اصول ھمگاني مباحث الاھیات تفسیر میكرد ( ١۵٢١ )، استاد ھمكار وي، كارلشتات، اظھار داشت كھ باید مراسم قداس بھ زبان مردم آلمان برگزار شود، نان و شراب آیین قرباني مقدس بدون اعتراف لفظي بھ گناه و روزھداري مقدماتي بھ مومنان داده شوند، پیكرھاي دیني از كلیساھا برچیده شوند، و روحانیان اعم از راھب و كشیش آزاد زناشویي كنند. خود وي در چھلسالگي با دختر پانزدھسالھاي زناشویي كرد و، بدین سان، راه را براي زناشویي روحانیان دیگر ھموار ساخت ( ١٩ ژانویھ ١۵٢٢ ) لوتر زناشویي ھمكار خویش را صحھ گذاشت، ولي در ھمان ھنگام نوشت: ((اي داد! آیا ھمشھریھاي ویتنبرگي ما دختران خود را بھ راھبان خواھند داد)) متعاقب آن، لوتر رسالھ درباره سوگندھاي رھباني را براي شپالاتین فرستاد ٢١ نوامبر ١۵٢١ ) كھ در آن از انكسار سوگندھا دفاع كرده بود. از آنجا كھ این رسالھ بیش از اندازه رك ) و بیپرده نوشتھ شده بود، شپالاتین چاپ آن را بھ تعویق انداخت. لوتر در این رسالھ غرایز جنسي را خوانده و اظھار نظر كرده بود كھ سوگند تجرد راھبان چون دامي است كھ شیطان براي آلودن انسان بھ گناه در راه وي گسترده است. سالھا سپري شد تا خود لوتر نیز زناشویي كرد; ولي ظاھرا تعلل وي در زناشویي تاثیري در آغاز انقلاب دیني آلمان نداشت. آتش انقلاب ھمچنان زبانھ میكشید. در روز ٢٢ سپتامبر ١۵٢١ ، ملانشتون آیین تناول مراسم قداس را بھ دو صورت بر پا داشت; و بدین سان اوتراكیان بوھمي بھ آرزوي دیرین خویش رسیدند. در روز ٢٣ اكتبر، اجراي مراسم قداست در صومعھ لوتر متوقف شد. در روز ١٢ نوامبر، سیزده تن از راھبان صومعھ خود را ترك گفتند و زناشویي كردند. اندك زماني پس از آن، نیمي از راھبان آلماني بھ آنان تاسي جستند. در روز ٣ دسامبر، گروھي از دانشجویان و اھالي شھر با كارد بھ كلیساي بخش ویتنبرگ تاختند، كشیشان را از محرابھا راندند، و جمعي از مومنان را كھ در برابر پیكر مریم عذرا نماز میخواندند سنگباران كردند. ممكن است لوتر این سخنان را براي دلداري كساني نوشتھ باشد كھ از گناھان خویش ھراسان و آشفتھخاطر بودند. وي بیگمان روزھایي را بھ یاد داشت كھ در آنھا گناھانش را نابخشودني میپنداشت. ولي در اثر این سخنان بسیاري از مسیحیان گناه را ناچیز میگرفتند و((چون تتسل معتقد بودند كھ ((چون سكھاي در صندوق بھ صدا درآید، گناه پا بھ فرار مینھد.)) لوتر در حقیقت ایمان را جایگزین اعتراف بھ گناه نزد كشیشان، آمرزش گناه توسط كلیسا،دادن اعانھ بھ كلیسا; و خرید آمرزشنامھ كرد. از آن جالبتر، توصیفي است كھ لوتر پر جوش و خروش از خود گناه كرده است. میگفت كھ ھر گاه شیطان در وسوسھ ھاي خود سماجت ورزید، بھتر آن است كھ مرتكب یكي دو گناه بشویم. با یاران خوشگذران خویش معاشرت كنید، بنوشید، بازي كنید، سخنان ركیك بر زبان رانید و خوش باشید، انسان گاھي ناگزیر است، براي ابراز انزجار خویش از شیطان، دست بھ گناه بیالاید و بھ شیطان مجال ندھد كھ او را بھ خاطر كارھاي ناچیز، مشوش و ھراسان سازد. كسي كھ بیش از اندازه از گناه ھراسان باشد گمراه است. روز بعد، چھل تن از دانشجویان، محرابھاي نظریات لوتر، درباره آیینھاي مقدس، لزوم تغییر شكل و تبدیل مراسم قداس بھ عشاي رباني و اعتقاد او بھ اینكھ آمرزش نھ با انجام دادن كارھاي نیك بلكھ در سایھ ایمان میسر است، قدرت روحانیان را در شمال آلمان متزلزل كردند. مخالفت او با دادگاه ھاي مذھبي و قوانین مدون كلیسایي اضمحلال قدرت كشیشان را تسریع كرد. در اروپاي پیرو لوتر، دادگاه ھاي مذھبي جاي خویش را بھ دادگاه ھاي مدني سپردند و قدرت از كلیسا بھ دولت منتقل شد. دولت انتصاب مقامات كلیسایي و اداره مدارس كلیسایي و موسسات خیریھ صومعھ ھا را بھ دست گرفت و اموال كلیسا را مصادره كرد. گرچھ بھ صورت ظاھر دولت و كلیسا از ھم منفك شدند. اما كلیسا عملا تابع و فرمانبردار دولت گشت. جنبش لوتري، كھ بر آن بود تا ھمھ شئون زندگي انسان را تابع موازین دیني سازد، بیآنكھ خود بداند و بخواھد، بھ تفوق قوانین زمیني بر زندگي انسان كھ مبناي زندگي امروزي است، یاري كرد شاھان و شاھزادگان موظفند بر این امر نظارت، و براي دفع آن مقررات شاقي وضع كنند. ولي من شنیدھام كھ خود آنان در این كار نفع میبرند، و بدین سان پیشگویي اشعیا بھ حقیقت پیوستھ است: ((شما شاھان با دزدان ھمدست گشتھاید. شاھان ما مردم را بھ جرم دزدیدن یك نیم گیلدر بھ دار میكشند، ولي با كساني كھ ھمھ جھان را غارت كردھاند سوداگري میكنند... دزدان بزرگ دزدان كوچك را بھ دار میكشند، و ھمان گونھ كھ سناتور رومي كاتو گفتھ است دزدان كوچك در زندان بھ سر میبرند و دزدان با سیم و زر آزادانھ در انظار نمایان میشوند.)) خداوند سرانجام با اینان چھ خواھد كرد خداوند با آنان ھمانگونھ رفتار خواھد كرد كھ حزقیال گفتھ است: ((شھزادگان و تجار دزدان ھمدستي ھستند. خداوند آنان را چون سرب و برنج ذوب خواھد كرد، چنان كھ گویي شھري در آتشگدازان است; و دیگر نھ شھزادھاي خواھد ماند و نھ تماجري.)) آن روز میترسم كھ بسیار نزدیك باشد اوجگیری شورش 315 لوتر خواست تا دهقانان را از شورش باز دارد اما آنان شورش کرده خیلی از اماکن را به خرابی کشیدندو چند تن را از خاوندان فیودال را کشتند اما سپس توسط ئولت مردان امپراطور هزار ها تن از انان کشته شدند سپس لوتر در چند بیانیه شدیدالحن علیه دهقانان تعجب همه گان را برانگیخت با این وصف، دھقانان حق داشتند از لوتر دلگیر شوند. زیرا او وقوع انقلاب اجتماعي را پیش بیني كرده و گفتھ بود كھ چنین انقلابي، حتي در صورتي كھ مردم در جریان آن دست خویش را بھ خون اسقفان بیالایند، وي را خشنود خواھد كرد. از این گذشتھ، خود لوتر انقلاب را دامن زده، نظم اجتماع را متزلزل ساختھ، و اختیارات دولت را در برابر قدرت الاھي ناچیز گرفتھ بود. ھمچنین او بھ مصادره اموال كلیسا توسط مقامات كشوري اعتراض نكرده بود. در زماني كھ صندوق راي بر ایشان غیر قانوني بود و ھر روز ستمگران بھ تجھیز نیروھاي خود مشغول بودند، چھ راه دیگري جز اعمال خشونت براي دھقانان وجود داشت دھقانان احساس كردند كھ آیین جدید اھداف آنان را تقدیس، اعمال و امیال آنان را تحریك، و در آخرین لحظھ، پشت آنان را خالي كرده است. مخالفت لوتر با قیام، گروھي از دھقانان را از دین روگردان ساخت; بسیاري از آنان، بھ رھبري مبلغان یسوعي، بھ آغوش كلیساي كاتولیك باز گشتند; و جمعي نیز بھ پیروي از افراطیوني كھ لوتر آنان را طرد كرده بود كتاب عھد جدید را منادي نظام اشتراكي پنداشتند آناباتیستها جزو اولین حزب و جنبش آنارشیستی در آلمان بودند 1527 تا 1529 که به دستور شارل پنجم امپراطور وقت آلمان و اسپانیا قلع و قمع شدند لوتر گفته بود که باید آناباتیستها را همه نابود کرد اصلاح دینی در سویس توسط تسوینگلی آغاز شد در ماه نوامبر ١۵٢۴ ، شھر زوریخ براي حل و فصل مسائل مبرم و فوري دولت یك شوراي خصوصي مركب از شش عضو تشكیل داد. میان تسوینگلي و شورا سازشي بھ عمل آمد، بدین معني كھ تسوینگلي مقررات امور شورا نیر رھبري او را، در این ھر دو زمینھ، پذیرفت. بدین ترتیب، كلیسا و دولت در سازمان واحدي ادغام شدند، تسوینگلي رھبر غیر رسمي این سازمان شد، و در این سازمان كتاب مقدس (چون قران در جھان اسلام) یگانھ منشا قانون بھ شمار آمد. رھبري كشور توسط پیامبران، كھ كمال مطلوب كتاب عھد قدیم بود، با رھبري تسوینگلي جامھ عمل پوشیده بود، ھمان طور كھ بعدھا در مورد كالون چنین شد و بھ رھبري تسوینگلي در زوریخ جامھ عمل پوشید. تسوینگلي پس از پیروزي سریع و كامل خویش در كانتون زوریخ، براي بسط شكل تازه ایمان كھن، توجھ خود را بھ كانتونھاي كاتولیك نشین سویس معطوف كرد. ھنگام ظھر بھ كلیساھا ریختند، و ھر شمایلي را كھ بر سر راه خود یافتند نابود كردند. اراسموس این ماجرا را در نامھاي بھ پیركھایمر چنین شرح داده است: آھنگران و كارگران تصویرھا را از كلیساھا بیرون ریختند و بھ پیكره قدیسین و حتي بھ پیكره مسیح مصلوب توھین بسیار كردند، و شگفت اینجاست كھ از قدیسین معجزھاي سر نزد. در كلیساھا، دالانھا، ایوانھا، و صومعھ ھا پیكرھاي سالم نماند. فرسكوھا را با آب آھك محو كردند. ھر آنچھ را سوختني بود در آتش افكندند و باقي را در ھم شكستند. ھیچ چیز بھادار و دوستداشتني از گزند آنان مصون نماند. فیلیپ ھسھاي، با فراھم آوردن زمینھ ملاقات لوتر، ملانشتون، و پروتستانھاي دیگر آلمان با تسوینگلي و اوكولامپادیونس و جمعي دیگر از پروتستانھاي سویس، در دژ خویش در ماربورگ، براي تامین یگانگي پروتستانھا پیشگام شد. در روز ٢٩ سپتامبر ١۵٢٩ ، رھبران فرقھ ھاي پروتستان باھم ملاقات كردند. تسوینگلي گذشت زیادي كرد این توھم را كھ وي منكر الوھیت مسیح است از ذھن لوتر زدود، و اعتقادنامھ نیقیھ و ھمچنین عقیده جازم بھ گناھكاري ذاتي را پذیرفت. ولي از این اعتقاد خویش كھ آیین قرباني مقدس بھ جاي معجزه صرفا یادبود فداكاري مسیح است عدول نكرد. لوتر با گچ روي میز مذاكره نوشت: ((این جسم من است.)) این كلام منتسب بھ مسیح بود و لوتر ھیچ برداشتي غیر از یك تعبیر تحتاللفظي از این عبارت را نپذیرفت. رھبران پروتستان در چھارده ماده بھ توافق رسیدند، ولي درباره مفھوم و مقام آیین قرباني مقدس در میان آنان نفاق افتاد ( ٣ اكتبر) لوتر دست دوستي تسوینگلي را پس زد و گفت: ((روح تو جز روح ماست.)) وي اعترافنامھاي مشتمل بر ھفده ماده تنظیم كرد كھ یكي از مواد آن قلب ماھیت بود، و شاھزادگان ھواخواه خویش را از اتحاد با كساني كھ ھمھ این مواد را نپذیرند برحذر داشت. ملانشتون كھ از رھبر خویش لوتر پشتیباني میكرد، گفت و شنود رھبران پروتستان را در این كنفرانس چنین خلاصھ كرده است: ((بھ پیروان تسوینگلي گفتیم وجدان آنان چگونھ اجازه میدھد در حالي كھ معتقدات ما را اشتباه میشمارند، ما را برادر خویش بدانند.)) این جملھ مبین روحیھ آن روزگار است. در سال ١۵٣٢ ، لوتر بھ آلبرشت، دوك پروس، ھشدار داد كھ ھیچ یك از پیروان تسوینگلي را بھ خاك خویش راه ندھد، وگرنھ بھ لعنت ابدي گرفتار خواھد شد. انتظار عدول لوتر از اعتقادات قرون وسطایي و پذیرش سریع تجدد، انتظار زیادي بود. نفوذ دیني قرون وسطي در اندیشھ وي چنان بود كھ میپنداشت ھرگاه یكي از اصول ایمان و اعتقاد او متزلزل شود، جھان اندیشھ وي فرو خواھد ریخت و مفھوم زندگي بر باد خواھد رفت. لوتر قرون وسطاییترین انسان نو بود تسوینگلي پس از این ناكامي بھ زوریخ، كھ ساكنان آن اكنون از حكومت استبدادي وي بھ تنگ آمده بودند، بازگشت. قوانین سخت تحدید ھزینھ ھاي شخصي مردم را بھ ستوه آورده بودند; اختلافات مذھبي تجارت و داد و ستد را بین كانتونھا متوقف كرده بودند; صنعتگران از اینكھ ھنوز در دستگاه دولتي نفوذ ناچیزي داشتند ناراضي بودند. و مواعظ تسوینگلي، كھ اكنون با مسائل سیاسي درھم آمیختھ بودند چون سابق بر دلھا نمینشستند. تسوینگلي چون دید نفوذ و اعتبار وي در شھر كاھش یافتھ است، از شورا درخواست كرد كھ بھ او اجازه دھد زوریخ را ترك گوید و مقام كشیشي كلیسایي را در خارج شھر بھ عھده بگیرد; ولي شورا تقاضاي وي را نپذیرفت. از این پس تسوینگلي خویشتن را سرگرم نوشتن كرد. در سال ١۵٣٠ ، رسالھ اعترافنامھ ایمان را براي شارل پنجم فرستاد، ولي شارل ھیچ اشارھاي بھ دریافت آن نكرد. سال بعد، تسوینگلي رسالھ تشریح كوتاه و ساده ایمان مسیحي خود را براي فرانسواي اول فرستاد. در این رسالھ، تسوینگلي، چون اراسموس ادعا كرده بود كھ مسیحیان، یھودیان و بت پرستان شریف بسیاري را در فردوس خواھند یافت; و ھركول، تسئوس، سقراط، كامیلوس، كاتوھا، و سكیپیوھا، در كنار آدم، ابراھیم، اسحاق، موسي، و اشعیا، در حضور خداوند خواھند بود. ((خلاصھ آنكھ، از آغاز تا انجام جھان، ھیچ انسان نیكدل و پاك اندیشھ و درست پیماني نیست كھ پا بھ عرصھ حیات نھاده باشد و نتوان او را در حضور خداوند دید. چھ صحنھاي از این خوشتر و دلانگیزتر و عالیتر میتوان بھ تصور آورد)) لوتر از این سخن چنان برآشفت كھ تسوینگلي را بھ بیدیني متھم كرد; و اسقف بوسوئھ، كھ با لوتر مخالف بود، درباره بیدیني تسوینگلي با وي ھمداستان شد. مجمع نمایندگان زوریخ و متقفان آن در روز ١۵ مھ ١۵٣١ تصمیم گرفتند كھ كانتونھاي كاتولیك نشین را وادارند تا آزادي تبلیغ دیني را در سرزمینھاي خود تامین كنند. چون این كانتونھا از تفویض آزادي دیني سرباز زدند، تسوینگلي پیشنھاد كرد كھ زوریخ و متفقان آن با كاتولیكھا وارد جنگ شوند، ولي متفقان زوریخ محاصره اقتصادي را بر جنگ ترجیح دادند. كانتونھاي كاتولیك كھ دستشان از واردات كوتاه شده بود بھ كانتونھاي پروتستان اعلام جنگ دادند. بار دیگر نیروھاي متخاصم صف آرایي كردند، تسوینگلي فرماندھي را بھ دست گرفت و نمونھاي براي سربازانش شد. نیروي تسوینگلي، كھ مركب از ١۵٠٠ مرد رزمجو بود، بار دگر در كاپل با نیروي ٠٠٠,٨ نفري كاتولیكھا رو بھ رو شد ( ١١ اكتبر ١۵٣١ ) و میان آنھا جنگ خونیني درگرفت. كاتولیكھا بر پروتستانھا چیره شدند و تسوینگلي، كھ چھل و ھفت سال از عمرش میگذشت، از جملھ پانصد تن زویخیي بود كھ بھ دست دشمن كشتھ شدند. كاتولیكھا بدن وي را قطعھ قطعھ كردند و بر روي تودھاي از فضلھ آتش زدند. لوتر چون از مرگ تسوینگلي آگاه شد آن را كیفر خدا در حق مرد بیدین و ((پیروزي ما)) خواند اكنون كھ از شرایط اقتصادي، سیاسي، اخلاقي، دیني، و فكریي كھ جنبش اصلاح دیني را در آلمان پدید آورد بھ اختصار سخن گفتیم، باید این را ھم از شگفتیھاي تاریخ بھ شمار آوریم كھ در آلمان مردي، ندانستھ، در عصیاني كھ قارھاي را دگرگون كرد، ھمھ این تاثیرات را یكجا جمع آورده است. لزومي ندارد كھ نقش قھرمان را بیش از اندازه مھم جلوه دھیم; اگر لوتر ھم اطلاعت از كلیساي كاتولیك رومي را ادامھ میداد، تحولات تاریخي شخصیت دیگري را بر میگزید. لیكن ترس و وحشت و، در عین حال ایستادگي سرسختانھ راھبي خشن، در برابر استوارترین سازمانھا و مقدسترین سنتھاي اروپا، قلب را بھ تپش میاندازند و بار دیگر یادآور میزان فاصلھ انسان از گل یا بوزینھ میشوند بدعت گذاران نابردبار
